امیرعلی ماامیرعلی ما، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره
فاطمه مافاطمه ما، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

فرشته های با ما ...

دانشجوی کوچک

1393/7/26 14:06
نویسنده : مامان زینب
182 بازدید
اشتراک گذاری

                                                             تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

پنج شنبه 24 مهرماه ساعت 1 تا 3 مامان زینب کلاس درآمدی برادبیات انگلیسی داشت که یه مقدار درس سنگینیه البته جلسه اول کلاس هم بودو حتما باید میرفتم از اون جایی هم که عمو یوسفت هنوز در مسافرت به سر میبرن و تو هم پیش کس دیگه ای نمیموندی تصمیم بر این شد که جنابعالی رو هم با خودم ببرم دانشگاه  متفکر

.واسه همین صبح که بیدار شدی دیگه نزاشتم بخوابی که موقع کلاس من خواب باشی ولی تو از همیشه شاداب تر هم بودی  گریه بله این طور شد که هردوتایی آماده شدیم که بریم دانشگاه ، اونجا که رسیدم مریم یاوری دوستم تماس گرفت که مگه نمیای کلاس منم بهش گفتم آقای خان همراهمه بپرس از استاد اجازه میده که تو رو هم با خودم ببرم کلاس یا نه که خدا رو شکر استاد یه انسان کاملا فهمیده و با درکی بود که گفت مساله ای نیست بیاد  تشویق ماهم از این مهربونی سوء استفاده کردیم و باهم رفتیم.همه نگاهمون میکردن و میخندیدن فکر کنم در تاریخ دانشگاه اولین باربود که این اتفاق میفتاد.خلاصه رفتیم سر کلاس و شما هم از همون اول نامردی نکردیو میخواستی بزارمت زمین که خودت بری  خندونک استاد هم این زور زدن های شما رو دید و گفت بزار راحت باشه منم باز سوء استفاده کردم و گذاشتمت زمین که تو هم مثل زندانی که آزاد شده شروع کردی به دویدن اون هم از نوع چهاردست و پا  قه قهه تازه راه رفتن رو شروع کردی که دست میگرفتی از دیوار و بلند میشدی و راه میرفتی .بله سر کلاس همه وانمود میکردن که حواسشون به درسه ولی یواش نگاه تو میکردن و میخندیدن توهم واسه اینکه کسی رو ناراحت نکنی پیش همشون رفتی محبت

گاهی هم که استاد حرف میزد و درس میداد تو هم شروع میکردی به صدا دادن و ااا کردن.استاد هم نگات میکرد و لبخندی میزد  خجالت 

خلاصه که روز خیلی جالبی بود آخراشم شانس آوردیم که کلاس رو استاد تموم کرد چون تو دیگه داشت حوصلت سر میرفت و دیگه اون فضای کلاس جذابیتی واست نداشت راضی

بله این هم از این ماجرا که یه پسر 10 ماهه موفق شد بره دانشگاه .ایشالا که خوب بزرگ شی و خودت بهترین دانشگاه ایران قبول شی عزیز دلم بوس

ما خیلی دوست داریم و همیشه بهترین ها رو واست آرزو میکنیم محبتبوس

البته از این روز هم عکس داریم که اونا رو هم سر اولین فرصت میزارم                               تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

                                                                                                     

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)